انواع شعر دری

                                                                                                                                   

 حد اقل سخن موزون (نثر) یک مصراع، و حد اقل شعر (نظم) دو مصرع است.

مثال مصرع:   بشنو از نی چون حکایت میکند

دو مصرع مساوی است به یک بیت

مثال بیت:  بشنو از نی چون حکایت میکند - وز جدایی ها شکایت میکند

بیت مُصَرَع - آنست که قافیه در هردو مصرع رعایت شود یعنی مقفی باشد

مثل: بنی آدم اعضای یکدیگر اند    چو در آفرینش ز یک جوهر اند

چو عضوی به درد آورد روزگار         دگر عضو ها را نماند قرار

 

مطلع - بیت اول غزل و قصیده.  باید در لفظ و معنی بسیار مطبوع و دلنشین باشد. این امر را حسن مطلع یا حسن ابتدا میگویند. 

مثال یک مطلع از غزل حافظ:

عیشم مدام است از لعل دلخواه   -   کارم بکام است الحمدلله

 

مقطع - بیت آخر غزل و قصیده.  شعر باید با لفظ و معنیی فصیح و لطیف ختم شود و این صنعت را حسن مقطع یا حسن ختام میگویند.  یک مثال از مقطع در همین غزل حافظ که مطلع اش در بالا ذکر شد چنین است:

شوق لبت برد از یاد (حافظ)   -   درس شبانه ورد سحرگاه

 

فرد - گاه ممکن است که شاعر تمام مقصد خودرا در یک بیت بیاورد و آنرا فردبیت یا تک بیت و جمع آنرا مفردات میگویند. چون بنای مقصد از فرد یا بیت گذشت و به دو بیت رسید آنرا دوبیتی یا رباعی و بیش از آنرا با نام های مختلف یاد میکنند که اینک به شرح انواع شعر میکوشم.

 

قصیده - نوع شعری که بر یک وزن و قافیه با مطلع مصرع باشد و موضوع یا مقصود معین داشته باشد از قبیل مدح شاه ،تهنیت جشن، شکایت، شکر و فخر، حماسه سرایی، مرثیه، مسایل عرفانی، اخلاقی، و امثال آن. کوتاه ترین قصیده پانزده بیت داشته و درازترین قصیده دارای یکصد و پنجاه بیت میباشد.  مانند قصاید فرخی، حافظ، استاد خلیلی

اگر مطلع مُصَرِّع نباشد ارچند طویل باشد آنرا قطعه گویند نه قصیده.

تشبیب - بیش آهنگ یا اوایل قصیده است که مقدمه یی در ذکر حسن محبوب و حال عاشق یا وصف مناظر طبیعی میباشد و آنگاه با ذوق و تخیل شاعرانه از آن مقدمه به اصل مقصود یعنی مدح و ستایش یا تهنیت و تعزیت پرداخته شود. تشبیب را نسیب و تغزل نیز میگویند.

گریز از تشبیب به بخش دوم را حسن تخلص و حسن مخلص یا حسن خروج میگویند.

تخلص - نیز به معنی نام شعری شاعر یعنی شاعر شعر را با مهارت استادانه خلاص یا تمام مینماید.

قصیدهء محدود و مقتضب - آنست که قصیده بدون تشبیب آید.  اما قصیدهء کامل آنست که دارای تشبیب تخلص و شریطه باشد.

شریطه - قصیدهء مدحیه را با ابیاتی که مشتمل بر دعای تاءبید یا جاودانگی ممدوح باشد ختم کنند.

نام گذاری قصاید از سه جهت میباشد:

۱. از نظر ردیف و قوافی

۲. از نظر تشبیب و تغزل - بهاریه و خزانیه

۳. از نظر موضوع - مدحیه

 

غزل - اشعاری که بر یک وزن و قافیه و مطلع مصرع باشند. کمترین غزل پنج بیت و درازترین پانزده بیت است اما به ندرت تا نوزده بیت هم دیده شده است.

مانند غزلیات حافظ، سعدی، مولانا ...

 

ملمع - آنست فارسی و عربی را در نظم بهم آمیخته باشند.

مانند: الا یا ایهاالساقی ادر کاسآ و ناولها - که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

 

قطعه - به شکل غزل اما بدون مطلع مصرع. حد اقل قطعه دوبیت و حد اکثر آن به پانزده میرسد.  اما گاهی بر حسب ضرورت به چهل و پنجاه بیت هم میرسد.مانند:

خسروا ګوی فلک در خم چوګان تو شد - ساحت کون و مکان عرصهء میدان تو باد

زلف خاتون ظفر شیفتهء پرچم توست  -  دیدهء   فتح  ابد  عاشق   جولان   تو  باد

 

رباعی - بر وزن لاحول ولاقوهّ الا بالله که قافیه در مصرع اول دوم و چهارم رعایت شود اما در مصرع سوم اختیاری میباشد.

این  قافلهء  عمر عجب  میګذرد     - دریاب دمی که با طرب میګذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری -  پیش آر پیاله را که شب میګذرد

دوبیتی - در قافیه بندی با رباعی یکی اما در وزن با آن مختلف میباشد. (بحر هزج مسدس)

 

ز دست دیده و دل هر دو فریاد ----- هر آنچه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد--------زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

 مثنوی (مزدوج) - شعری که در وزن  یکی باشد اما هر بیت قافیهء مستقل داشته باشد. عدهء ابیات مثنوی محدود نیست از همینرو مثنوی را برای ساختن قصص و تواریخ بکار میبرند.       

 بشنو از نی چون حکایت میکند - وز جدایی ها شکایت میکند

سینه خواهم شرح شرح از فراق - تا بگویم شرح درد اشتیاق 

 مستزاد - آن است که در آخر هر مصراع رباعی غزل قطعه و یا امثال آن جملهء کوتاهء از نوع نثر مسجع بیفزایند که در معنی با آن مصرع موافق اما خارج از وزن اصلی باشد.

 گر حاجت خود بری به درگاه خدا --------- با صدق و صفا

حاجات  ترا   کند   خداوند  روا ---------- بی چون و چرا

زنهار مبر حاجت خود در بر خلق ------- با جامه ی دلق

کز خلق نیاید  کرم و جود و عطا -------- بی شرک و ریا
(سنا)

تضمین - در قدیم بیشتر رواج بوده که یک بیت یا دو بیت را با ذکر نام شاعر یا شهرت وی که مستغنی از نام او باشد در شعر بیاورند بطوری که سرقت در آن هنر بکار نرفته باشد.

مثال:غزل حافظ و تضمین وی از شعر سعدی

حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی - (من از آنروز که در بند تو ام آزادم)

تضمین دیگر مخصوص شعرای متاَخر میباشد که با ضمیمه کردن ابیات هموزن و همقافیه با مصراع های اول شاعر اصلی غزل وی را تضمین میکنند.

ACSA Weekly

Donation

Account Name: Afghan Community Support Association of NSW
Bank: Commonwealth Bank
BSB: 062 223
Account Number: 1035 3243

We are the future of our community

Follow Us